گفته شد که پس از حق حیات، انسان داراى حق آزادى است که بر اساس آن، نسبتبه غیر خدا آزاد است و این، ارمغان اسلام در چهارده قرن پیش و پیام همه انبیاء الهى است. در عین حال، هیچ عاقلى نمىتواند بپذیرد که جامعه انسانى، بدون نظم و قانون باشد; وجود قانون، ضرورت دارد; اگرچه سبب محدود گشتن انسان و کم شدن آزادى او گردد.
استاد علامه طباطبائى(رضواناللهتعالىعلیه) ضرورت نظم و قانون در جامعه را بر اساس طبع استخدامگر انسان تبیین نموده است (66) .
ادامه مطلب ...آنچه از قرآن کریم درباره عبادت انسانها برمىآید، این است که کاملترین و برجستهترین وصف براى انسان، همان است که او، بنده ذات اقدس اله باشد; زیرا انسان و سایر موجودات، مخلوق خدایند و هر موجود مخلوقى، عبد خالق خود است و این عبودیت را عقل انسان حکم مىکند و لذا ذات اقدس اله، وقتى که مىخواهد عبادت الهى را در قرآن طرح کند، براهین عقلى بر آن اقامه مىکند و خطابش به «اولىالالباب» و «ذویاالعقول» است.
ادامه مطلب ...شیطان، موجود کوچکى نیست; کسى است که شش هزار سال خدا را عبادت کرد و به فرموده امیرالمؤمنین(علیهالسلام): «لا یدری ام من سنى الدنیا ام من سنى الاخرة» (55) ; روشن نیست که این شش هزار سال، از سالهاى دنیاست، یا از سالهاى آخرت است که هر روزش، پنجاه هزار سال دنیاست! البته براى مردم عادى این مساله روشن نیست، ولى براى خود آن حضرت، دنیایى یا آخرتى بودن سالهاى عبادت شیطان معلوم بود. پس ابلیس، داراى سابقه طولانى عبادت است; چنین موجود مقاومى، وقتى تکبر و لجاجت ورزید، نخست تمام زحمات چند هزار ساله خود را به آتش کشید و سپس، «عدو مبین» (56) انسان شد. موجودى که توانست چند هزار سال در میان فرشتگان به عنوان عابد ظهور کند و سپس همه آن زحمات را یکجا خاکستر کند، چنین دشمنى در مصاف با انسان، «لا تبقى ولاتذر» (57) است; نابودکننده است و هرگز به انسان رحم نمىکند. او نخست وجود خود را برده تکبر و لجبازى خود نمود و سپس دستبه بردهگیرى از انسانها زده است و اگر بر انسانى چیره شود، آن انسان نیز خستحقیقتخود را به بردگى هوسش مىفروشد و سپس به دیگران رحم نمىکند و براى ارضاى شهوت و غضب سیرىناپذیرش، تا آنجا که بتواند، انسانهاى دیگر را به بردگى خود درمىآورد.
ادامه مطلب ...