ضد ولایت فقیه کیست؟ (پاسخ رهبری)

یاورم، خامنه ای رهبرم


مطالبه کردن با دشمنى کردن فرق دارد. اینکه ما گفتیم گاهى اوقات معارضه‏ى با مسئولان کشور نشود - که الان هم همین را تأکید میکنیم؛ معارضه نباید بشود - این به معناى انتقاد نکردن نیست؛...

به معناى مطالبه نکردن نیست؛ در باره رهبرى هم همینجور است. این برادر عزیزمان میگوید «ضد ولایت فقیه» را معرفى کنید. خوب، «ضد» معلوم است معنایش چیست؛ ضدیت، یعنى پنجه در افکندن، دشمنى کردن؛ نه معتقد نبودن. اگر بنده به شما معتقد نباشم، ضد شما نیستم؛ ممکن است کسى معتقد به کسى نیست. البته این ضد ولایت فقیه که در کلمات هست، آیه‏ى مُنزل از آسمان نیست که بگوئیم باید حدود این کلمه را درست معین کرد؛ به هر حال یک عرفى است. اعتراض به سیاستهاى اصل 44، ضدیت با ولایت فقیه نیست؛ اعتراض به نظرات خاص رهبرى، ضدیت با رهبرى نیست. دشمنى، نباید کرد. دو نفر طلبه کنار همدیگر مى‏نشینند؛ خیلى هم با هم رفیقند، خیلى هم با هم باصفایند، همدرس هستند، مباحثه میکنند، حرف همدیگر را رد میکنند؛ این حرف او را رد میکند، آن حرف این را رد میکند. ردکردن حرف، به معناى مخالفت کردن، به معناى ضدیت کردن نیست؛ این مفاهیم را باید از هم جدا کرد. بنده از دولتها حمایت کرده‏ام، از این دولت هم حمایت میکنم؛ این به معناى این نیست که همه‏ى جزئیات کارهائى که انجام میگیرد، مورد تأیید من است، یا حتّى من از همه‏اش اطلاع دارم؛ نه، لازم نیست. اطلاع رهبرى از آن مجموعه‏ى حوادث و رویدادهائى لازم است که به تصمیم‏گیریهاى او، به جهتگیریهاى او و به انجام تکالیف و وظائف او ارتباط پیدا میکند، نه اینکه حالا از همه‏ى چیزهائى که در محیط دولت و محیط کار وزارتخانه‏ها اتفاق مى‏افتد، باید حتماً رهبرى مطلع باشد؛ نه، نه لازم است، نه ممکن است؛ موافقت با آنها هم لازم نیست. بعضى از اشخاص و بعضى از کارها ممکن است در مجموعه‏ى دولتى وجود داشته باشد که صددرصد مورد اعتماد و مورد تأیید ماست، اما آن کار را ما تأیید نکنیم؛ چون دلیل ندارد که رهبرى وارد محیط اجرائى شود؛ به دلیل اینکه مسئولیتها مشخص است و باید مسئول، وزیر، رئیس فلان مرکز یا بنگاه فرهنگى یا اقتصادى، وظائف خودش را انجام بدهد. بنابراین ما به هیچ وجه انتقاد کردن را مخالفت و ضدیت نمیدانیم. بعضى تصور میکنند که ما چون از مسئولان کشور، از دولت محترم - که واقعاً دولت خدمتگزار و باارزشى است؛ حقاً و انصافاً. کارهائى هم که دارد انجام میگیرد، مى‏بینید؛ کارها جلو چشم است. باید انسان بى‏انصاف باشد که اهمیت این کارها را انکار کند - حمایت میکنیم، این حمایت و این طرفدارى، به معناى این است که انتقاد نباید کرد، یا من خودم انتقاد نداشته باشم؛ ممکن است مواردى هم انتقاد داشته باشم.

شباهت دو فتنه ی مخملی

یانکوویچ خوشحال از پیروزی


در انتخابات نوامبر 2004 اوکراین، ویکتور یانکوویچ کاندیدای حزب مناطق اوکراین با اختلافی اندک توانست رقیبود ویکتور یوشنکو را شکست دهد و به کرسی ریاست جمهوری اوکراین تکیه بزند. پیروزی یانکوویچ طرفدار روسیه، جنجال رسانه ای غرب را در پی داشت که وی را متهم به تقلب در آرای انتخاباتی کرده و خواستار ابطال نتایج این انتخابات شدند.


مردم به خیابانها ریخته اند




پس از اعلام پیروزی یانکوویچ، مردم اوکراین با آویختن نوارهای نارنجی رنگ از در و دیوار و درخت، خود را آماده تغییر حکومت کردند. یت زیادی از طرفداران یوشنکو که به نتایج اتخابات معترض بودند به خیابانها ریخته و خواستار ابطال نتایج این انتخابات شدند.

برگزاری تظاهرات گسترده و پیگیر طرفداران ویکتور یوشچنکو، موسوم به انقلاب نارنجی، و سرانجام تصمیم دادگاه عالی اوکراین به ابطال نتایج اولیه و پس از هفته ها بحران سیاسی، به اعلام پیروزی یوشچنکو منجر شد.


یوشنکو رهبر انقلابیون نارنجی



ویکتور یوشنکو نامزد انتخابات ریاست جمهوری که پیش از آن سابقه ریاست بانک مرکزی اوکراین را در سوابق خود داشت، رهبری مخالفان انتخابات اوکراین را برعهده داشت. شال گردن نارنجی او، نماد انقلاب مسالمت آمیز هوادارن یوشنکو و تغییر ساختار سیاسی اوکراین شد.



تیموشنکو؛ سیندرلای انقلاب نارنجی



یوشنکو در مسیر پیروزی در صحنه سیاسی اوکراین حهمواره از حمایت زنی متنفذ به نام یولیا تیموشنکو برخوردار بود. زنی ثروتمند که گرایشات غربی اش باعث شد، طرف یوشنکو را بگیرد. هرچند این ائتلاف در کمتار از دوسال فروپاشید.



در تاریخ ۴ فوریه ۲۰۰۵ پارلمان اکراین با اکثریت قاطع با پیشنهاد رییس جمهور یوشچنکو برای نخست وزیری تیموشنکو موافقت کرد. عضویت در اتحادیه اروپا، پیمان ناتو، و نزدیک ساختن اکراین به غرب، از مهم‌ترین برنامه‌های تیموشنکو به عنوان نخست وزیر است.


قدرت را تقسیم کردند




آقای یوشچنکو در سخنرانی تلویزیونی خود گفت "امروز فرصت دیگری برای متحد کردن اوکراین در برابر ماست." تصمیم به گزینش ویکتور یانوکوویچ پس از چند ساعت مذاکره وی با رییس جمهوری اتخاذ شد که در خلال آن، آقای یانوکوویچ، که در انتخابات ریاست جمهوری سال 2004 از سیاست های طرفداری از روسیه حمایت می کرد، ظاهرا به حفظ سیاست های اصولی مورد نظر آقای یوشچنکو، رقیب غربگرای خود در آن انتخابات، متعهد شد.

روش شناسی انقلاب های رنگی

در عملیات بی ثبات سازی، با تحمیل بحران‌های طراحی شده در عرصه‌های فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و همچنین اقدامات ضد امنیتی، عملاً فضای روانی کشور هدف را به صورت فزاینده‌ای نا امن می‌سازند. لازم به ذکر است که در رویکرد جنگ نرم، روش‌ها و رهیافت‌های متفاوتی وجود دارد که در اینجا می‌توان به دو روش عمده "دیپلماسی سیاه " و "فروپاشی از درون " اشاره کرد: رهیافت دیپلماسی سیاه، ضمن اعتقاد به کاربرد روش‌های مسالمت‌آمیز جنگ سیاسی- فرهنگی " جنگ نرم، روابط رسمی با دولت جمهوری اسلامی را براساس سیاست فشار از بالا و همراه سازی از پایان توصیه می‌کند. کمیته خطر جاری و مؤسسه هوور مروجان این دیدگاه در غربند. اعضای این دو کمیته که برخی از مقامات بلندپایه سیاسی - امنیتی و محققان مؤسسات آمریکایی‌اند، به جناح محافظه‌کار واقع‌گرا تعلق دارند. کمیته خطر جاری از سال 1950 همزمان با آغاز جنگ سرد، به عنوان تشکیلاتی به منظور تحقق اهداف مدیریت افکار و ایجاد اجماع برای مقابله با توسعه نفوذ شوروی سابق عمل می‌کرد. این کمیته در سال 2004 گزارشی با عنوان "ایران یک رویکرد جدید " ارائه داد که در این گزارش با رویکرد جنگ نرم، تهدیدات ناشی از جمهوری اسلامی را بررسی و سپس راهکارهایی را برای مقابله ارائه کرد که عبارت است از: حمایت مالی از شبکه‌های تروریستی، جلوگیری از تحقق طرح خاورمیانه و روند صلح، تلاش به منظور استیلای ایدئولوژیک بر کل منطقه به عنوان تهدیدات جمهوری اسلامی و همچنین اعلان رسمی تمایل به برقراری رابطه با ایران، گسترش رسانه‌های ضدایرانی، حمایت از اپوزیسیون خارج‌نشین ایران، تخریب ارکان نظام جمهوری اسلامی، اعمال تحریم‌های هوشمند علیه ایران، انهدام توانایی هسته‌ای ایران در صورت تمکین نکردن، به عنوان راهبرد پیشنهاد شده است. در سال 1919 هربرت هوور، سی و یکمین رئیس‌جمهوری آمریکا مؤسسه هوور را تأسیس کرد. این مؤسسه دو نشریه به نام‌های هوور دایجست و گزیده سیاسی چاپ می‌کند و پروژه دمکراسی در ایران از جمله پروژه‌های مهم این مؤسسه است. در سال 2005 در گزارشی به نام فراسوی تغییرات تدریجی، استراتژی جدیدی در قبال ایران تلاش کرده تا راهبردهای جدیدی را در اختیار دولت‌مردان آمریکایی قراردهد. گرایش کلی این مؤسسه مانند کمیته خطر جاری یک راهبرد ترکیبی از مذاکره مستقیم با دولت ایران، به همراه ارتباط مستقیم با عموم جامعه، برای ایجاد تغییرات ساختاری است. (عبدالله خانی، علی، 1385)

بقیه در ادامه مطلب
ادامه مطلب ...